بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
جلسهى بسيار شيرين و زيبا و دلنشينى است؛ اولاً در محيط دانشگاه، آن هم در شيراز. شيراز خودش در طول تاريخ تا امروز دارالعلم بوده است. دانشگاه در شيراز، يعنى دارالعلمى در دارالعلم؛ پايگاهى در قلب يك پايگاه. علاوه بر اين، مجموعهى متنوع دانشجوئى كه در اينجا تشريف داريد و همچنين گروهى از اساتيد محترم كه در جمع شما تشريف دارند، جلسه را تبديل كرديد به يك عرصهى علمى و اجتماعى و سياسى به معناى درست و خوب. بنده هم در جلسات جوانها - مخصوصاً جوانهاى دانشجو - و در اين فضاى جوانى و احساس جوانى، احساس جوانى ميكنم. همهى پيرها همينجورند؛ در محيط جوان، احساس جوان بودن و بانشاط بودن ميكنند. بنابراين من از شنيدن سخنان عزيزان دانشجو - چه نخبگان، چه نمايندگان تشكلها - به هيچ وجه خسته و ملول نميشوم، از گفتن با شما هم همينجور. تنها عيبى كه اين جلسه دارد اين است كه فضاى باز است و آفتاب گرم نيمهى ارديبهشت شيراز تحملش قدرى سخت است. من با اينكه در سايه نشستهام، احساس ميكنم هوا گرم است؛ شما كه در آفتاب هستيد؛ بخصوص خانمهاى عزيز كه چادر هم سرشان هست و احساس گرمائى آنها من را متأذى ميكند.
امروز جبههى عظيمى در مقابل اسلام گسترده شده است؛ چرا نبينيم؟ چرا بعضى اين جبههى عظيم را نمىبينند؟ مثل جنگ احزاب است. فِرق مختلف ضد اسلامى، ضد معنويت، ضد حقيقت، در مقابل اسلام دست به دست هم دادند؛ موشكافى ميكنند تا نقطهضعفها را پيدا كنند، از آن نقطهضعفها استفاده كنند؛ نقاط نفوذ را پيدا كنند، از آن نقاط نفوذ به ما ضربه بزنند.
ببينيم كه امروز نقشهى دشمن در مورد انقلاب چيست. به تعبير متعارف و رائج، سناريوى دشمن را حدس بزنيم، ببينيم دنبال چيست. اگر توانستيم درست بفهميم، درست حدس بزنيم و در مقابل سناريوى دشمن رفتار و اعمال خودمان را برنامهريزى كرديم، قطعاً دشمن شكست خواهد خورد.همهى شواهد نشاندهندهى اين است كه دشمن امروز بر روى چند نقطه تكيهى اساسى دارد....
يكى ديگر از قلمهاى واضحِ اساسى، رقيق كردن اعتقادات اسلامى و احساسات اسلامى و رسوخ دادن تفكرات الحادى و شبهالحادى از طرق مختلف است؛ اين جزو سياستهاى اينهاست. دستگاههاى گوناگونِ تبليغاتى را با مبالغ كلان، با پيگيرىهاى همهجانبه و گسترده، در خدمت تغيير فكر جوانان ما به كار ميگيرند. البته اين مخصوص جوانان ما هم نيست. امروز در همين كشورهاى عربى كه اين قيامها و انقلابها اتفاق افتاد، عين همين قضيه دارد با شدت پيگيرى ميشود؛ دارند دنبال ميكنند. ميلياردها دلار خرج كردند براى اينكه بتوانند ذهن و فكر جوانانى كه در فلان ميدان قاهره يا فلان ميدان تونس اجتماع كردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغيير دهند، عوض كنند. اينها اتفاقاتى است كه دارد مىافتد. اينها حدس و تحليل نيست؛ اينها اطلاع است. خب، دشمن مشغول است؛ با همهى قوا مشغول است. از اين قبيل كارها به وسيلهى دشمن انجام ميگيرد. ترويج فساد هست، ترويج فحشا هست، ايجاد ترديد در عقايد هست.
توجه داريد شما جوانان عزيز؛ چه برادرها، چه خواهرها، كه دانشجو محاط به انواع خدعهها و گردابهاى گوناگون است؛ محاط به انواع خطرهاست. در كشور ما لااقل اينجور است. يكى از اهداف توطئههاى استكبارى در كشور ما، بلاشك دانشجوها هستند. علتش هم معلوم است؛ در كشور ما نسبت جوان، نسبت بسيار بالائى است، نسبت دانشجو هم نسبت بالائى است و دانشجو نقشآفرين است؛ هم در زمينههاى علمى، هم در زمينههاى سياسى. آن كسانى كه براى اين كشور و براى اين ملت خوابهائى ديدهاند، ناچارند روى دانشجوى ايرانى سرمايهگذارى كنند؛ از جاذبههاى غريزى گرفته تا فريبهاى سياسى، تا دكاندارىهاى بظاهر معنوى - عرفانهاى ساختگى - كه انواع و اقسام اين چيزها وجود دارد. تشكلها ميتوانند مصونيتبخش باشند؛ ميتوانند دانشجو را از افتادن در گردابهاى مختلف و منجلابهاى مختلف نجات بدهند و حفظ كنند.
مسئلهى ديگر در نظام رفتارى و اخلاقى حوزهها، فيض بردن از معنويات است، تهذيب است؛ اين خيلى مهم است. جوان امروز حوزه بيش از گذشته به مسئلهى تهذيب نيازمند است. كسانى كه رشتههاى رفتارشناسى عمومى را مطالعه ميكنند و كار ميكنند، اين را تأييد ميكنند. امروز در همهى دنيا اينجور است كه وضع نظام مادى و فشار مادى و ماديت، جوانها را بىحوصله ميكند؛ جوانها را افسرده ميكند. در يك چنين وضعى، دستگير جوانها، توجه به معنويت و اخلاق است. علت اينكه مىبينيد عرفانهاى كاذب رشد پيدا ميكند و يك عدهاى طرفشان ميروند، همين است؛ نياز هست. جوان ما در حوزهى علميه - جوان طلبه؛ چه دختر، چه پسر - نيازمند تهذيب است. ما قلههاى تهذيب داريم. در همين قم، مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى، مرحوم علامهى طباطبائى، مرحوم آقاى بهجت، مرحوم آقاى بهاءالدينى (رضوان اللَّه تعالى عليهم) قلههاى تهذيب در حوزه بودند. رفتار اينها، شناخت زندگى اينها، حرفهاى اينها، خودش يكى از شفابخشترين چيزهائى است كه ميتواند انسان را آرام كند؛ به انسان آرامش بدهد، روشنائى بدهد، دلها را نورانى كند. در نجف بزرگانى بودند؛ سلسلهى شاگردان مرحوم آخوند ملاحسينقلى تا مرحوم آقاى قاضى و ديگران و ديگران؛ اينها برجستگانند. به نحلههاى فكرى و عرفانى اينها هم كارى نداريم. در اينجا مسئله، مسئلهى نظرى نيست. بعضىها نحلههاى مختلفى هم داشتند. مرحوم سيد مرتضى كشميرى (رضوان اللَّه تعالى عليه) يكى از اساتيد مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى است؛ اما نحلهى فكرى اينها بكلى از هم متفاوت است. ايشان از داشتن يك كتابى بشدت منع ميكند، ايشان به آن كتاب عشق ميورزد؛ منافاتى ندارد. همين بزرگانى كه در مشهد بودند، مردمانى بودند كه ما اينها را به تقوا و طهارت و پاكيزگى شناختيم؛ مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى تهرانى، مرحوم حاج شيخ مجتبى و امثال ايشان؛ اينها هم همين جورند. عمده اين است كه اين دل زنگار گرفته را يك زبان معنوى، يك سخن برخاستهى از دل شفا ببخشد و اين زنگار را برطرف كند. بنابراين ما اينجا بحث عرفانهاى نظرى را نداريم.
البته مثل همه ى حقائقى كه در برهههاى مختلفى از زمان ملعبهى دست سودجويان ميشود، اين حقيقت (مهدویت)هم گاهى ملعبهى دست سودجويان ميشود. اين كسانى كه ادعاهاى خلاف واقع ميكنند - ادعاى رؤيت، ادعاى تشرف، حتّى به صورت كاملاً خرافى، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز - كه حقيقتاً ادعاهاى شرمآورى است، اينها همان پيرايههاى باطلى است كه اين حقيقت روشن را در چشم و دل انسانهاى پاكنهاد ممكن است مشوب كند. نبايد گذاشت. همهى آحاد مردم توجه داشته باشند اين ادعاهاى اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار، هيچ كدام قابل تصديق نيست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسانهاى باارزشى كه يك لحظهى عمر آنها ارزش دارد به روزها و ماهها و سالهاى عمر امثال ما، چنين ادعاهائى نكردند. ممكن است يك انسان سعادتمندى، چشمش، دلش اين ظرفيت را پيدا كند كه به نور آن جمال مبارك روشن شود، اما يك چنين كسانى اهل ادعا نيستند؛ اهل گفتن نيستند؛ اهل دكاندارى نيستند. اين كسانى كه دكاندارى ميكنند به اين وسيله، انسان ميتواند به طور قطع و يقين بگويد اينها دروغگو هستند؛ مفترى هستند. اين عقيدهى روشن و تابناك را بايستى از اين آفت اعتقادى دور نگه داشت.
دشمنان اين انقلاب وقتى خواستهاند در طول اين مدت به اين انقلاب و اين نظام صدمهاى وارد كنند، آماج حملات آنها چه بوده است؟ آماج حملات دشمنان، دو نقطهى اساسى است: يكى دين، يكى مردم و وفادارى آنها. ميدانند كه اگر اين انقلاب، يك انقلاب دينى نبود، قدرت مقاومت نداشت؛ چون دين است كه پيروان خود را از تسليم شدن در مقابل ظلم منع ميكند، به مقابلهى با ظالم تشويق ميكند؛ عدالت و آزادى و معنويت و پيشرفت را به زندگى انسانها پيشنهاد ميكند. اين، خصوصيت دين است. پس آن نظامى كه بر مبناى دين باشد، معنى ندارد كه تسليم فشار و زور دشمنان و زورگويان و زيادهطلبان بشود. اگر عنصر دين در اين انقلاب نبود، ممكن بود مسئولين انقلاب و سركردگان انقلاب با گرفتن يك امتيازى در مقابل دشمن كوتاه بيايند و راه را براى سلطهى دوبارهى دشمن باز كنند؛ اما چون دين ستون فقرات اين انقلاب است، چنين چيزى تاكنون پيش نيامده است و بعد از اين هم پيش نخواهد آمد.
درس بزرگ امام عزيز ما به ما و به همهى ملت همين بود؛ به نيروى خودتان ايمان داشته باشيد، در افزايش اين نيرو به صورت روزافزون تلاش كنيد و به خداى متعال و وعدهى الهى اطمينان داشته باشيد؛ اگر ايستادگى كرديد و با تدبير حركت كرديد، مطمئن باشيد كه نصرت الهى با شما همراه است. اين، خصوصيت ديندار بودن مردم و دينى بودن اين انقلاب و نظام اسلامى است.
مردمى بودن، يعنى اين انقلاب از سوى مردم وفادارانه مورد حمايت قرار بگيرد؛ نظام اسلامى از سوى مردم مورد تأييد و حمايت و پشتيبانى كامل قرار بگيرد. اين هم در طول اين مدت تأمين بوده است.
اگر حضور مردم نميبود، اگر فاصلهى بين مردم و نظام ايجاد ميشد، نظام نميتوانست در مقابل دشمنان مقاومتى بكند. اين حضور مستحكم مردم است كه پشتوانهى ايستادگى مسئولان است. اين، دو تا نقطهى اصلى است؛ دين و مردم. لذا دشمن هم همينها را آماج حملات خود قرار داده است؛ دين را يك جور، وفادارى و اعتقاد مردم را يك جور. اينكه شما ملاحظه ميكنيد از سالهاى دههى 60، از دوران حيات بابركت امام، چه دشمنان بيرونى و چه مزدوران يا نوكران بىمزد و منت آنها از داخل، مقدسات دينى را، حقايق دينى را، بيّنات اسلامى را مورد ترديد و انكار قرار دادند، اين يك چيز تصادفى نبوده است؛ روى اين تكيه داشتهاند. اين مسئله از ماجراى سلمان رشدى آغاز شد تا فيلمهاى ضد اسلام هاليوودى، تا كاريكاتورها، تا قرآنسوزى، تا حوادث گوناگونى كه عليه اسلام در اين گوشه و آن گوشه اتفاق افتاد، براى اينكه ايمان مردم را به اسلام و مقدسات اسلامى كم كنند. در داخل كشور، از طرق مختلف، پايههاى ايمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل كنند؛ از اشاعهى بىبندوبارى و اباحيگرى، تا ترويج عرفانهاى كاذب - جنس بدلى عرفان حقيقى - تا ترويج بهائيت، تا ترويج شبكهى كليساهاى خانگى؛ اينها كارهائى است كه امروز با مطالعه و تدبير و پيشبينى دشمنان اسلام دارد انجام ميگيرد؛ هدفش هم اين است كه دين را در جامعه ضعيف كند. جهت مشاهده متن کامل این سخنرانی اینجا کلیک کنید
آدرس:
قم - خیابان فاطمی(دورشهر) - کوچه 6 - پلاک 52 - طبقه اول
تلفکس:
0251-7832389
تلفن:
0251-7738375
ایمیل:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید