یوگا به عنوان یک ورزش ذهن – بدن معرفی می شود و معمولاً افکار عمومی آن را صرفا ورزش تصور می کنند. اما محققان آن را به عنوان یک راه معنوی و اسرار آمیز معرفی کرده اند و اساتید یوگا نیز آن را بسیار متفاوت از ورزش می دانند. البته کسانی که با یوگا آشنا می شوند، در مراحل اولیه آن را به صورت حرکات جسمی می شناسند و ممکن است برای لاغری یا زیبایی اندام و حتی رسیدن به آرامش از آن استفاده کنند، اما به تدریج آن را به عنوان یک ورزش ذهنی و سپس به عنوان یک راه معنوی به کار می گیرند و به مسیری وارد می شوند که از ابتدا تصوری از آن نداشته اند.

یوگا در حقیقت تعالیمی سرّی است که سینه به سینه منتقل شده است (شایگان.ص630) بنابراین آنچه در کتاب ها یا در مراکز عمومی به صورت علنی آموزش داده می شود، همه واقعیت یوگا نیست. بلکه کتاب ها و کلاس های گوناگون نقطۀ شروع و دروازۀ ورود افراد به یک مرام سرّی و محرمانه هستند، که براستی واقعیت های آن به راحتی قابل بازگو کردن نیست. (ساتیاسنگ آناندا.ص68) اما توجه درست و بررسی دقیق مبانی و آموزش های یوگا به صورت یک مجموعه پیوسته، بسیاری از حقایق را روشن خواهد کرد.

 متأسفانه عدم نگرش سیستمی و مجموعه ای به آموزه های یوگا و ترجمه های تحریف آمیز از منابع یوگایی موجب شده است، که برخی از افراد یوگا را با عرفان اسلامی تطبیق داده و برابر می انگارند. در حالی که تفاوتی بسیار عظیم و شکافی شگرف میان این دو است. مفاهیمی نظیر، خدا، پرهیزکاری، بی آزاری، قناعت و پاکی در یوگا معنای خاص خود را دارند و کسی که این مفاهیم را در چارچوب فکری یک ایرانی مسلمان می فهمد، هنوز به درک درستی از یوگا نرسیده است. بسیاری از این معادل گذاری ها اساسا اشتباه است و هنگامی که به تعاریف آنها توجه کنیم، این اشتباهات آشکار می شود و نتیجه آن ایجاد معانی مختلف برای یک واژه در ذهن مخاطب است. با نگرش سیستمی به یوگا، یک آموزه یا مفهوم در میان سایر آموزه ها و مبانی یوگا شناخته می شود و بر تفاسیر مبتنی بر فرهنگ غیر هندوی تکیه نمی کند.

جایگاه یوگا در هندوییسم

یوگا را نمی توانیم از هندوییسم جدا کنیم. تعالیم یوگا بعد آیینی و شریعت هندوییسم است و ریشه آن در متون مقدس این دین است وداها کهنترین متون هندویی هستند. بخش چهارم آن یعنی اتهروه[1] می تواند به عنوان ریشه یوگا شناخته شود. اتهروه ودا احساسات و عواطفی نظیر ترس، هراس از مرگ، غضب، شهوت، نفرت و دردهای جسمانی و راه های تغییر این وضعیت ها را مورد توجه قرار می دهد. و معمولاً این طور گفته می شود که «در این ودا لغتنامه ها و نفرین ها و ادعیۀ سحرانگیز بسیار است.» (جان ناس.ص142) مسأله اصلی در اتهروه غلبه بر رنجهای بشری در سطح روحی و جسمانی است. به خصوص مرگ و بیماری مورد توجه است و برای جاودانگی و سلامتی دستورالعمل هایی سحرآمیز ارائه می دهد. این دقیقا راهی است که یوگا دنبال می کند. و رسیدن به نوعی خودشناسی را برای رهایی از رنج ضروری می داند. (سیدجلال موسوی نسب (آناندا جیوتی).ص37)

اتهروه برای غلبه بر این رنجها اعمال و اورادی (مانترا) را توصیه می کند که به نظر می رسد بر اساس نیروهای ذهنی یا خدایان اثر می گذارند و همین موضوع باعث شده است که محققان آن را سراسر سحر و جادو بدانند. «اتهروه ودا یکی از کتب اساسی سحر و جادوئی است که مربوط به دنیای اهریمنی است و مطابق با آن گونه معتقدات سحر و جادو است که فقط میان گروه فرومایۀ جامعه متداول تواند شد.» (شایگان.ص45) این ودا «دربردارندۀ افسون های جادویی و طلسم هایی برای فایق آمدن بر مشکلات طبیعی و فوق طبیعی است.» (جان هینلز. ادیان شرق. ص77) جان ناس نیز تأکید می کند که بخش چهارم وداها «مجموعه ای است مشتمل بر افسون ها و اوراد (منتره ها) که از سحر و جادوی ازمنۀ بسیار دیرین باقی مانده است.» (جان ناس.ص142)

در انگاره های هندویی شیوا خدای مرگ و نابودی است و در مجسمه ها و تصویرها با جمجمه های آویخته به گردن تصویر می شود. شیوا معلم اصلی و اولیه یوگا بوده است و برای اولین بار آن را به الهه پاراواتی آموزش داده است. (سیدجلال موسوی نسب (آناندا جیوتی).ص37) مجسمه های شیوا معمولاً به صورت نشسته در حالت لوتوس و انجام مراقبه های یوگا دیده می شود و البته گاهی در رقص نتاراج است. رقصی که جهان را می آفریند و نابود می کند. معمولاً برای او چشم سوم را میان دو ابرو رسم می کنند که نمادی از روشن بینی است و تجسم مؤنث او به صورت الهۀ کالی برای انجام مراقبه های یوگا توصیه می شود.

شیوا ساختاری دوجنسی دارد و جنبۀ مؤنث او به نام کالی[2] در چهره ای بسیار شیطانی و وحشتناک تجسم می شود. او سیاه رنگ است و برای هر یک از سرهای جداگانه اش گردنبندی به گردن بسته که از جمجمۀ مردگان درست شده است. در دست های متعددش نمادهایی از طبیعت اوست نظیر شمشیر، قیچی برای بریدن رشته زندگی، و... دندانهای او تیز و دهان و صورتش خون آلود است و زبانش که بیرون افتاده چهره ای کاملاً شیطانی از او به نمایش می گذارند. (اس.جی.اف. براندن.ص103و104)

در اسطورهای دیگر شکتی همسر شیواست که نیروی خلاق است و به صورت نخفته در درون هر کس وجود دارد. تعالیم یوگا برای این است که شکتی از درون فعال شود، شکتی به صورت کندالینی یعنی مار پیچیده در پایین ستون مهره ها نهفته و بیداری و برانگیختگی او موجب بالا آمدن و رسیدن به شیوا خواهد شد. البته پرستش یا تمرکز بر الاهه گان و خدایان مؤنث هندویی نظیر کالی و شاکتی بیشتر در تانترا یوگا مورد تأکید و توجه قرار می گیرد. که جریان های متأخرتری به شمار می آیند. (ساتیاسنگ آناندا.ص48)

یوگا با باورها، آیین ها و خدایان هندویی اجین شده و شکلی از جنبۀ آیینی و پرستش خدایان شیطان گونۀ هندویی است. آیین ها و اعمال یوگا در میان هندوها عمل می شده و در زمانی که دقیقا مشخص نیست او حدوداً چهارصد سال پیش از میلاد تا دویست سال پس از میلاد تخمین زده شده، توسط فردی به نام پتنجلی به صورت یک متن مدون در آمده است. (سوامی ساتیاناندا.ص26) در حال حاضر یوگا با مذهب تانترا به شدت آمیخته شده و یوگای تانتریک است که امورزه در سراسر دنیا به شیوه های نوین آموزش داده می شود. در یوگای تانتریک پرستش الاهه گان مؤنث به ویژه شکتی اساس کار را تشکیل می دهد.

عبادات در یوگای تانتریک به سوی پرستش نیروی زنان به عنوان نماد خلاقیت و زندگی می رود و آمیزش جنسی به نیایشی در معبد تن تبدیل می شود. (ساتیاسنگ آناندا.ص69) البته این اعمال بی شرمانه به عنوان عبادت با تمرینات ذهنی و تمرکزی همراه است که فرد را کاملاً در یک مسیر جادویی و شیطانی قرار می دهد. به طوری که حتی از کاربرد جادوی سیاه هم پرهیز نمی شود. (ساتیاسنگ آناندا.ص45و57)

اهداف یوگا

معمولاً اساتید یوگا از بیان پاسخ روشن به این پرسش از هدف یوگا طفره می روند و می کوشند آنچه را مخاطب دوست دارد، هدف یوگا قلمداد نمایند. پاراماها مساجی در دهه 1960 می گفت یوگا برای زیبایی اندام، رفع چروک های پوست و زیبایی چهره است! (آناندا جیوتی.ص34) گروهی دیگر درمان بیماری ها و دردها و رسیدن به سلامتی را هدف یوگا دانستند. (ریچارد هیلتمن.ص19) عده ای آمدند و آرامش ذهنی، کاهش استرس و از بین رفتن بیماری های روانی را هدف یوگا معرفی کردند. (نیس چالا جوی دوی. ص87) اهداف دیگری نظیر مراقبه و تمرکز و خودشناسی، رسیدن به خلاقیت و آگاهی برتر نیز مطرح شده است. اما هیچ کدام از این موارد هدف یوگا نیست زیرا یوگا یک مذهب سرّی است و اهداف و برنامه های آن به سادگی قابل بازگو کردن نیست.

«قبول اینکه یوگا فقط یک ورزش بدنی است که به کار چاقی و لاغری یا بدن سازی می خورد کوته نظری است.» (آناندا جیوتی.ص38) آنچه در یوگا به صورت ورزش به نظر می رسد، مقدمه ورود به موضوعات دیگری است که هدف اصلی یوگا را در آنجا باید یافت. ممکن است شما پس از تمرینات یوگا ببینید که هیچ نتیجه ای حاصل نشده است، در این شرایط به سوی واقعیت های پنهان یوگا هدایت می شوید. یکی از اساتید جهانی یوگا کدهای رفتن به مراحل اصلی یوگا را نشان می دهد. «گه گاه می شنوم یا می بینم که بعضی بیماران قلبی با وجود دنبال کردن برنامۀ یوگا، کنترل استرس و رژیم غذایی به نتایج مطلوبی دست نیافته اند. دردهای فقسه سینه، کلسترول و فشار خون آنها هنوز بالاتر از حد طبیعی است. چرا این برنامه در مورد آنها اثر نمی کند. موضوع تنها این نیست که ما یوگا کنیم یا حرکاتی را انجام بدهیم. بلک حالتهای یوگا، تنفس ها و مراقبه کردن تمرین هایی هستند که ما را به درون می برند و باید با مسائل بیرونی هماهنگ باشند. با این مسأله که ما چگونه با جسم و ذهن خود رفتار یا بد رفتاری می کنیم. یا با دیگران چگونه رفتار می کنیم؟ چگونه زندگی را می گذرانیم؟ آیا به ندای قلبمان گوش می دهیم یا نمی گذاریم پیامهایی که به ما می دهد شنیده شوند؟ قضاوت کردن دیگران می تواند منجر به بسته شدن دلهای ما شود. حتی اگر کسی بزهکار، جانی و قاتل باشد ما می توانیم کاری را که او انجام داده است محکوم کنیم و مجازات مناسبی برایش در نظر بگیریم اما اگر عشق خود را از او دریغ بداریم و قلمان را ببندیم، خودمان را هم مانند او تنبیه کرده ایم.» (نیس چالا جوی دوی.ص30)

در این توضیحات مشخص است که حرکات بدنی و رژیم های غذایی تأثیراتی که ادعا می شود را ندارد، بلکه دگرگونی ارزش های انسانی لازم است. نیس چالا سربسته به آنها اشاره می کند که نسبت به بدی ها و خوبی ها بی تفاوت باشید و قضاوت نکنید و به جای هوش و اندیشه به دلتان گوش دهید و هرکاری که دلتان می خواهد انجام دهید. محقق بزرگ یوگا میرچا الیاده کمی بازتر به آموزه اساسی یوگا اشاره کرده است: «کلیۀ فنون یوگا متوجه همین نکته است، یعنی انجام دادن عکس آنچه که آدمی بدان خو گرفته است. در واقع واژگونی کلیۀ ارزشهای انسانی، هدف واقعی یوگاست.» (شایگان.ص630) سخن الیاده آخرین حلقه پیش از هدف نهایی یوگا را بیان می کند، کسی که بتواند همه ارزش های انسانی را زیر پا بگذارد و بر خلاف آنها عمل کند، به هدف یوگا خواهد رسید.

خدایان شیطانی از یک سو و برنامه های ضد انسانی و ضد اخلاقی از سوی دیگر نوعی وحدت و ارتباط با نیروهای شیطانی را به عنوان هدف یوگا از لابه لای نمادها و رمزها نمایان می سازد. در نظر گرفتن اهداف کوچکی نظیر سلامتی، ورزش، کاهش دردها، حل مشکلات روانی، یا افزایش زیبایی و جوانی اهداف بسیار کوچکی است که «ممکن است منجر به زیان هایی هم بشود.» (آناندا جیوتی.ص39) زیرا با یوگا به یک کار پرخطر وارد می شوید.

شک نکنید که بسیاری از افراد به نتایج وعده داده شده در یوگا نرسیده اند. «در عصر حاضر، یوگا تقریباً در هر گوشه ای از جهان تمرین می شود، اما در حقیقت هیچگونه تغییری در هوشیاری بشریت مشاهده نمی گردد.» (سوامی ساتیا سنگ آناندا.ص37) اهدافی که معمولاً به طوری اشکار بیان می شوند واقعی نیستند بلکه اهداف بازاری اند.

یوگا در لغت به معنای وحدت و یگانگی است. وحدت و یگانگی که با زیر پاگذاشتن ارزش های انسانی و بازایستادن ظرفیت های آگاهی حاصل می شود. کسی از پتنجلی می پرسد هدف یوگا چیست؟ او پاسخ می دهد: «هدف یوگا رسیدن به اتحاد قوای سه گانه (جسم، روان و روح) است که به منظور بیداری کندالینی و رسیدن به مرحله سامادهی انجام می گیرد.» (آناندا جیوتی.ص38) همو در یوگا سوتره می نویسد: «یوگا متوقف کردن هر گونه آگاهی و فعل و انفعالات ادراکی است.» (یوگا سوتره. فصل1: بند2) این اهداف مبهم با مراحل هشتگانه یوگا تحقق پیدا می کند.

یاما یوگا

یاما یوگا اولین از هشتگانه های روشی یوگاست. یاما یعنی خودداری از انجام پنج کاری که ممنوع است. آزار دیگران، دروغ، دزدی، شهوت رانی و مالکیت یا وابستگی. (یوگا سوتره. فصل2: بند30) این اصول در نگاه اول بسیار انسانی اند، اما از منظر یوگا معانی متفاوتی دارند و جنبه های سری و ضد انسانی در آنهاست.

آهیمسا یا آزار نرساندن در مکتب سری یوگا چه معنایی دارد. پتنجلی می نویسد: «هنگام استقرار کامل در آهیمسا، در کنارش ترک خصومت وجود دارد.» (یوگاسوتره.فصل2: بند35) مهربانی و گذشت با انسان ها حتی با کسانی که خطایی مرتکب شده اند توصیه همه مکاتب اخلاقی و انسانی است. ما نباید یوگا را با معیار قرار دادن فهم خودمان درک کنیم. با توجه به خدایان یوگایی آهیمسا و ترک خصومت در ارتباط با شیاطینی است که دشمن قسم خورده انسان هستند و کاری غیر از آزار انسان و خارج کردن او از شرایط زندگی انسانی ندارند، آهیمسا می گوید در برابر آنها مقاومت نکنید. برای درک این آموزه می توانید یک یوگی را مجسم کنید که سالها از نظافت و خوردن و اندیشیدن و روابط انسانی دست کشیده و در شرایطی کامل مشمئز کننده و غیر انسانی زندگی می کند.

دزدی نکردن (آستِیا) را هم باید به معنای متفاوتی که در یوگا دارد، بفهمیم. «با استقرار کامل در پرهیز از دزدی تمام گوهرها خودشان را نشان می دهند.» (یوگاسوتره. فصل2: بند37) آیا دزدی نکردن موجب دست یابی به تمام گوهرهای درونی انسان یا گوهرهای هستی است؟ قلمروی که یک تمرین کنندۀ یوگا نباید به آن وارد شود تا به گوهرهای درونی خودش دست یابد چیست؟

تا وقتی که انسان از طریق قوانین و نیروهای طبیعی اش عمل می کند، نیروهای خارق العاده کشف نخواهد شد. مهم نیست که شما به اموال دیگران تعرض کنید یا نه، مهم این است که به نیروهای طبیعی خودتان دست دراز نکنید. در این صورت گوهرها خودشان را نشان می دهند و نیروهای خارق العاده و غیربشری که نیروهای جن ها و شیاطین هستند، با شما همراه می شوند و با کمک آنها می توانید کارهای خارق العاده انجام دهید.

برهماآچاریاست، به معنای دست کشیدن از شهوات. اما نه به معنای دست کشیدن از افراط و زیاده روی در شهوات، بلکه لذت نبردن از شهوات منظور است. پتنجلی می نویسد:«با استقرار کامل در گریز از شهوات، بهره ای از اسپرم حاصل خواهد شد.» (یوگاسوتره. فصل2: بند38) Virya که در عبارت یوگا سوتره آمده به معنای «منی» و نیز به معنای «میل سرکش» است. و ترکیب آن با alabhah به معنای بهر و فایده این معنا را القا می کند که خودداری از شهوات نیرو یا خاصیتی را که در منی است در اختیار فرد می گذارد و از اتلاف آن جلوگیری می کند. در تمرینات برهماچاریا فرد باید بتواند در روابط جنسی گوناگون و جذاب لذت نبرد و از انزال جلوگیری کند و نیروی آن را پس از برانگیختگی در خود نگهدارد. تا برای بیداری کوندالینی یعنی انرژی نهفته در درون استفاده شد. به این حالت ریتا[3] یا انرژی نطفه ای گفته اند. (سوآمی ساتیاناندا.ص238) البته این تمرینات وضعیت های بی شرمانه ای دارد که به صورت محرمانه انجام می شود. (همان.ص238)

در شاخه های مختلف مربوط به تانترا یوگا این رفتارهای خلاف اخلاق و غیر انسانی بسیار است و به همین علت این برنامه بیشتر به صورت محرمانه صورت می گیرد و تا زمانی که فراگیرندۀ یوگا به مرحله مناسب نرسیده باشد، نباید از این تمرینات اطلاع پیداکند. (کیشیتی مهن سن.ص97) البته گاهی این رفتارهای غیر اخلاقی و زننده برای این است که فرد آماده شود تا دورۀ کناره گیری از روابط جنسی را تجربه کند. برای ورود به این تمرینات نوعی روابط افسارگسیخته و کاملاً آزاد تجویز می شود که گاهی به صورت جمعی و در قالب جشن صورت می گیرد. این آیین های معنوی به حدی بی شرمانه است که محققان غربی هم کمتر به آن پرداخته اند. (شایگان.ص715) و در دوران معاصر کسانی نظیر راجنبش باگوان (اشو) کوشیدند که تا حدی آن را علنی کنند.

آپاری گراها[4]: نداشتن مالکیت یا رهاکردن دلبستگی ها و گاهی پرهیز از حرص و آزمندی ترجمه می شود. پتنجلی می نویسد: «با پیوسته شدن در عدم مالکیت، دانش چگونگی و از کجا به وجود آمدن تولد به دست می آید.» (یوگاسوتره.فصل2: بند39) پیش فرض این اصل تناسخ است. و نتیجۀ آن این است که فرد می فهمد که در زندگی قبل چه بوده و از کجا به وجود آمده است. یعنی از متن چه زندگی و با چه کارما و اعمالی اکنون در زندگی کنونی قرار گرفته است. عدم مالکیت به فرد کمک می کند که از شخصیت و زندگی کنونی خود فراتر رود و منشأ، علت و چگونگی تولدش را بداند و ببیند که از کجا به درون این زندگی پرتاب شده است.

این اصل فراگیرنده یوگا را به سوی بی هویتی کامل و از خود بی خود شدن به معنای حقیقی پیش می برد، تا موضوعی که از نظر علمی اثبات نشده (عبدالحسین مشکانی.ص113-123) و همه ادیان الاهی با آن مخالف هستند، یعنی تناسخ فرد را برایش کشف کند.

در مرحله یاما یوگا که اصول پرهیزکاری را آموزش می دهد، دیدیم که فرد برای رسیدن به نیروهای خارق العاده و آگاهی عجیب از تناسخ و زندگی های گذشته اش، قوانین عادی طبیعت و امکانات آن و نیز هویت و شخصیت خود را و همچنین وجدان اخلاقی و ارزش های انسانی را کنار می گذارد، تا به آگاهی برتر بپیوندد.

نیاما یوگا

نیاما یعنی انجام کارهایی که برای پیشرفت در مراحل یوگا ضرورت دارد. پاکیزگی، قناعت، قربانی کردن، مطالعه خویش، تسلیم شدن به ایشوارا (خودآگاهی برتر). (یوگا سوتره. فصل1: بند32) این موارد را نیز مرور می کنیم.

نظافت و پاکیزگی (ساواشا) موضوعی کلی و ساده نیست، بلکه معنایی خاص و دستورالعملی کاملاً تعریف شده است که غیر از گیاه خواری و گفتن اذکار هندویی، شش عمل را شامل می شود. یکم: نوشیدن چند لیوان آب نمک و سپس استفراغ کردن. دوم: کشیدن آب به داخل راست روده از طریق مقعد و سپس تخلیه آن. سوم: استفاده از نخ یا آب برای نظافت بینی به طوری که از یک سوراخ وارد شده و از سوارخ دیگر خارج شود. چهارم: خیره شدن به شعله شمع بدون پلک زدن تا هنگامی که اشک جاری شود. پنجم: چرخاندن عضلات شکم به شکلی خاص و ششم: تنفس عمیق و ضربتی. هر کدام از این شش عمل، شرایط و دستورات خاصی دارد که باید تحت نظر استاد انجام شود، در غیر این صورت ممکن است خطرناک باشد.

نظافت یک موضوع دو بعدی است که گذشته از جنبۀ بیرونی و جسمانی، یک جنبۀ درونی و ذهنی هم دارد پتنجلی معتقد است: «با پاکیزگی درونی خوشحالی، کنترل حواس و بینش خویش را به دست می آورد.» (یوگاسوتره. فصل2: بند41) در این مرحله هرچیزی که در ذهن است و توقف آن را بامشکل مواجهه می کند، باید بیرون ریخته شود. نه اینکه فقط افکار پلید بیرون ریخته شود، بلکه هر فکری پلید است، زیرا مانع دست یابی به هدف یوگا و توقف فکر می شود، پس باید بیرون ریخته شود بنابراین اندیشه های انسانی، الاهی و معرفت زا نیز باید دور شوند.

قناعت یا رضایت (سانتوش) دستور دیگری در بخش نیاماست، که به معنای مادی و نسبت به دارایی ها و آرزوهای دنیوی منظور نیست، بلکه به معنای روانشناختی آن یعنی نداشتن هیچ گونه عقده یا ناراحتی (سوامی ساتیاناندا.ص243) و به تعبیر ساده بی خیال شدن نسبت به همه چیز منظور است. نه داشتن احساس، نه آرزویی، نه احساس گناهی، نه مشکلی، نه تعلق خاطری... «قناعت مستمر موجب رضایت و خرسندی است.» (یوگاسوتره. فصل2: بند42) در این مرحله عدم وابستگی و بی تفاوتی نسبت به دیگران نیز، بیشتر می شود. و انسان آماده می شود که هرچه بیشتر درخود محدود گردد و برای توقف فکر و خالی کردن ذهن آماده شود. زیرا تا زمانی که عواطف و احساسات فعال باشد و انسان تمایلاتی را در خود تجربه کند، افکار او جریان پیدا می کند و توقف ذهن امکان پذیر نخواهد بود.

دستور بعدی ریاضت است. «به وسیلۀ ریاضت، ناخالصی ها از بین می روند. همچنین بدن و ارگان های حسی تکامل می یابند.» (یوگاسوتره. فصل2: بند43) برای انجام ریاضت پنج دستورالعمل بیان شده است. یکم: بدن را در معرض خورشید قرار دادن برای سخت شدن پوست. دوم: بدن را در معرض حرارت آتش قرار دادن برای ظریف و قهوه ای شدن پوست. سوم: تمرینات تنفسی برای تولید حرارت در بدن. چهارم: گسترش حرارت تمرکز در یک مقطع. پنجم: تولید حرارت با امساک از خوردن، نوشیدن، سخن گفتن و یا حرکت کردن، که به این عمل تاپاس[5] می گویند. (سوامی ساتیاناندا.ص245)

ریاضت گذشته از این پنج دستور العمل مشخص، یک دستور کلی را نیز دربر دارد و آن مخالفت با طبع انسانی است. برای فراروی از خود، باید برخلاف هرچیزی عمل کرد، که نفس انسانی به آن متمایل است. (ساتیش چاندرا چاترجی.ص565 و شایگان.ص672) این مسأله فقط به رذایل اخلاقی و رفتاری و تمایلات ناروای انسانی مربوط نمی شود، این مخالفت، طبیعی ترین و زیباترین تمایلات و خواسته های انسانی را نیز دربر می گیرد. زیرا افکار و تمایلات خوب و انسانی هم به صورت موضوعی در ذهن فعال می شود و افکار را به جریان می اندازد، پس باید نابود شود و هیچ تمایلی باقی نماند و با از بین رفتن امیال، افکار هم محو خواهد شد و ذهن متوقف می گردد.

تعمق در خود دستورالعمل دیگری است که نتیجۀ آن یکی شدن با خدای انتخاب شده از سوی تمرین کننده یا همان روح و آگاهی برتراست. «به وسیلۀ مشاهدۀ نفس خویش، اتحاد و آمیزش با الوهیت دلخواه تحقق میابد.» (یوگاسوتره. فصل2: بند44) کسانی که در فضای ادیان الاهی و توحیدی پرورش پیدا کرده اند، این موضوع را درک نمی کنند، این دستورالعمل با توجه به فضای مشرکانۀ هندوییسم و خدایان گوناگون با اشکال متنوع قابل درک است. با این تعمق تصویر خدای مورد نظر را در درون مجسم می کنی و خود را با او یکی می بینی. به تعبیر دقیقتر وجودت را با خدای ذهنی و ساختگی ات می آمیزی و در او غرق می شوی. این کار در مرحله سامادهی بهتر شناخته می شود.

آخرین موضوعی که در بخش نیاما مورد تأکید است و از واجبات یوگا به شمار می آید، به عنوان تسلیم خدا شدن مطرح می شود. اما تا کنون متوجه شده ایم که، مفهوم خدا، برای آنچه در یوگا با نام ایشوارا و یا با سایر نام ها و سمبل ها معرفی می شود، معادل مناسبی نیست. «سامادهی کامل با تسلیم شدن به ایشوارا حاصل می شود.» (یوگاسوتره. فصل2: بند45)

با توجه به آنچه تا اینجا گفته شد، تسلیم شدن، به این معناست که شخص تمام امیال، گرایش ها و ارزش های خود را نابود کند و بدون هر گونه فکر و باور و ذهنیتی، خودش را به یک انرژی یا آگاهی برتر تسلیم نماید. به این ترتیب سامادهی کامل یعنی توقف کامل فکر و آگاهی صورت می گیرد. تسلیم کامل در برابر ایشوارا همراه با توقف کامل ادراک و آگاهی است و این تسلیم ما را به سمت عدم تشخیص، تفکر و اراده پیش می برد. به نظر می رسد که تضادی میان ایشوارا و اندیشه و اراده و استعدادهای انسانی و خصلت های اخلاقی وجود دارد. و این موضوع ماهیتی شیطانی او را که در نمادهای یوگا به صورت رمزی دیده می شود، تاحدودی آشکار می نماید.

آسانا یوگا

آسانا به مجموعه وضعیت های بدنی گفته می شود که می توان گفت در حال حاضر اصلی ترین چهرۀ یوگا را ترسیم کرده است و به صورت ورزش به نظر می رسد. در حالی که دروازۀ ورود نیرویی است که گفته می شود در بدن انسان نهفته و بیداریش انسان را به آگاهی برتر می رساند.

«بدون کوشش زیاد و به وسیلۀ تمرکز روی آنانتا بر آسانا تسلط می یابیم.» (یوگاسوتره. فصل2: بند47) آنانتا نام ماری است که در اساطیر هندویی نقش دارد. بنابر یک قول آنانتا همان «شِشا» ماری است که ویشنو برآن می نشیند. ویشنو یکی از خدایان هندویی بعد از این که در چهرۀ شیطانی و دهشتناکش تمام جهان را می بلعد و نابود می کند، بر تخت خود که همان مار آنانتاست می نشیند. (شایگان.ص264) با صرف نظر از این که آنانتا به کدام اسطوره اشاره دارد، همه اتفاق نظر دارند، که آنانتا سمبول کوندالینی یا همان نیروی عظیم نهفته در وجود آدمی است، که با برنامه های یوگا قرار است بیدار شود و انسان را به آگاهی برتر برساند. (سوامی ساتیاناندا.ص249)

این حرکات «به شکلی طراحی شده که علاوه بر پرورش جسم، قدرت عظیمی را که در نهاد آدمی نهفته و دست نخورده باقی مانده است، بیدار می کند.» (ریچارد هیلتون.ص28) بنابراین ساده انگاری و محدود شدن در تأثیرات آساناها بر آناتومی (رک. ری لانگ.ج1و2) بسیار غیر دقیق است. به طوری که اساتید یوگا حتی از به کار بردن ترکیب «تمرینات بدنی» هم پرهیز می کنند و ترجیح می دهند، به جای آن «وضعیت های بدنی» را به کار برند. (سوامی ساچیداناندا.ص19)

به نظر من این وضعیت های آسانا سه جنبه دارند. یک جنبۀ بدنی و تأثیراتی است که بر روی بدن دارند، عضلات، جریان خون، غدد و هورمون ها از این حرکات اثر می پذیرند. این جنبه باعث شده است که سایر جنبه ها مورد توجه قرار نگیرد و آساناها به عنوان یک ورزش تلقی شوند در حالی که از دیدگاه یک یوگی این جنبه اساسا هیچ اهمیتی ندارد. هدف یوگا توقف ذهن است و یک یوگی در نهایت باید از جسم و ذهن و روان خود صرف نظر کند.

جنبۀ دوم آیینی و عبادی است. در ادیان مشرکانه خدایان و الاهه گان گوناگون هرکدام با آیین های خاصی ستایش و پرستش می شوند. در هندوییسم با توجه به وداها خدایی به نام وارونا بوده که در اوایل به عنوان خدایی که بر روشنایی نظر می افکند و خورشید را در آسمان می درخشاند شناخته می شده. (شایگان.ج1.ص57) در سایر ادیان مشرکانه نظیر شینتو نیز خدای خورشید جایگاه قابل توجهی دارد، زیرا نیروی زندگی از گرمی و روشنی خورشید جریان پیدا می کند، از این رو نیایش خورشید[6] از آیین های با اهمیت در سنت های شرک آمیز است. در ضعیت های آسانا یکی از بخش های مهم که معمولاً با نام سلام برخورشید (سوریاناماسکارام) شناخته می شود، به روشنی جنبۀ آیینی آساناها را نشان می دهد. اینکه چرا خورشید به عنوان بزرگترین مادۀ آتشین در ارتباط با زندگی زمینی مورد توجه است. به جنبۀ سری و نمادین خورشید برای جن ها و شیاطین بازمی گردد.

حرکات و حالات بدنی در یوگا شامل حالات نشستن (باندا) حالات دست (مودرا) و سایر وضعیت های بدنی مناسک و عباداتی هستند که برای نیایش خدایان انجام می شود. «تمام روشهای مختلف، مثل آسانا، مودرا، بانداها و به همان ترتیب تمام اشکال پوجا[7] (عبادت) دسته بندی شده اند.» (ساتیاسنگ آناندا.ص52)

جنبۀ سوم آساناها سمبولیک بودن آنها است. یوگا بسیاری از آموزش ها را به صورت سمبولیک ارائه می دهد. تأثیر آساناها در گشایش چاکراها و بیداری کندالینی، هیچ ارتباطی با بدن فیزیکی، سیستم اعصاب، عضلات و غدد درون ریز ما ندارد. اساساً چاکراها، کندالینی، نادی ها و مسیرهای اصلی و فرعی انرژی همه فراتر از بدن فیزیکی تعریف می شوند، پس هرچقدر هم که یک وضعیت ماهیچه های ما را نرم و قدرتمند کند، تا اینجا ارتباطی با بیداری کندالینی و ارتباط با آگاهی برتر ندارد. بلکه جنبۀ نمادین و عبادی آساناها تأثیراتی متافیزیکی برای بیداری کندالینی دارند. «عبادتهای خارجی اساساً به منظور ایجاد یک فضای مناسب در جهت تنظیم نیروهای والا و ظریف طرح ریزی و در نظر گرفته شده است. این عبادتها، برای اینکه نیروهای درونی را به صورت سمبلیک نشان دهند، با دقت زیاد انتخاب شده و معمولاً به صورتی تنظیم شده اند که برای انجام آنها وقت زیادی لازم است.» (ساتیاسنگ آناندا.ص50)

آساناها نمادهایی هستند که رمزهایی را منتقل می کنند و فرد را در ارتباط با آن چیزی قرار می دهند، که در یوگا به نام آگاهی برتر یا شعور کیهانی معرفی می شود. در واقع انجام آساناها فرد را در یک ارتباط ناشناخته با موجوداتی ناشناخته قرار می دهد، که به عنوان آگاهی برتر، ایشوارا، آتما و... معرفی شده اند. موجوداتی که در ادامه از او خواسته می شود که بدون هیچ فکر و میل و اراده و تشخیصی در برابرشان تسلیم محض باشند، تا به نهایت یوگا برسند.

پرانایاما

پرانایاما برنامه تنفسی یوگاست. «در پرانایاما بیرون دادن، به درون کشیدن و حبس دم بر اساس مکان و زمان و تعداد تنظیم و طولانی دقیق می شود.» (یوگاسوتره.فصل2: بند50) این عمل کرد موجب کند شدن، واکنش های مغزی، عصبی و بدنی می شود، که به ظاهر آرامش را به نمایش می گذارد. در اینجا باید یادآوری کنم که بین آرامش اخلاقی و آرامش فیزیولوژیک تفاوت بسیار زیادی است. کسی که در وضعیت ریلکسیشن قرار دارد، آمادگی عصبی و حرکتی برای فریادزدن و نشان دادن عکس العمل های جنگ و گریز و تند را ندارد، احتمال پرخاشگری و رفتن به وضعیت اضطرابی برای او کمتر است. این به معنای تسلط بر نفس، قدرت اراده و فضیلت اخلاقی نیست.

با اجرای برنامه پرانایاما مغز و بدن انسان کند و آرام عمل می کند، حتی ضربان قلب و گردش خون هم کندتر می شود. این وضعیت، ذهن را به حالت خلسه نزدیک می کند و غده هیپوفیز را برای ترشح هرمون های توهم زایی نظیر سروتونین فعال می سازد. (محی الدین بناب.ص124 و سوزان نوِلن.ج1.ص86و429) چنین فردی بسیار تلقین پذیر است و ذهنش با داشتن کمترین قدرت تشخیص و تصمیم، آمادۀ پذیرش هر چیزی است. افرادی که هیپنوتیز می شوند، در این حالت قرار دارند. (سوزان نوِلن.ج1.ص433)

پرانایاما فرد را آماده می کند، تا پاسخ رمزهایی را که از طریق آساناها ارسال کرده، دریافت نماید. در واقع فراخوانی موجودات ناشناخته به عنوان آگاهی برتر، با وضعیت پرانایاما، به ارتباطی از آن سو تبدیل می شود. در این حالت تمرکز روی سمبول های خدایان، یا تکرار نام های آنها و مانتراهایی که به نوبۀ خود دارای ابعاد سمبولیک و رمز گونه هستند، به ارتباط با موجودات ناشناختۀ فراخوانده شده که خدایان یا آگاهی کیهانی می نامند، کمک می کنند. تنفس کند و تأثیرات فیزیولوژیکی آن، سیستم حفاظتی هوشیاری و ارادی فرد را به رخوت می برد و او آمادۀ اثرپذیری از هر منبع القا کنندۀ خارجی می شود.

«پرانایاما تمرینی بسیار قوی است و می‏تواند در انسان نیروهای فوق‏العاده‏ای ایجاد کند. کسانی که موافق قوانین یاما و نیاما (فرمان‏های اخلاقی یوگا) نیستند و همچنین کسانی که کنترل کافی روی افکار نفسانی ندارند ممکن است در راه استفادۀ نادرست از این نیروها وسوسه شوند. بنابراین دسترسی به پرانایاما باید با احتیاط صورت گیرد. حتی در موقع تمرین، احساس کنید در حال بازی با چیز خطرناکی مثل افعی هستید.» (سوآمی ساچی داناندا.ص177)

لازم به توضیح نیست که دشمن آشکار و قسم خوردۀ انسان شیطان است و او راهی غیر از القاء وسوسه ها ندارد و انسان با هوشیاری، خودآگاهی، تعقل و اراده می تواند در برابر القائات و وسوسه های او ایستادگی کند. با کندی و کناره‏گیری هوشیاری و اراده گویی نور و روشنایی در وجود انسان فرومی نشیند، و شیطان برای ورود به دنیای تاریکی به او خوش آمد می گوید: «بدین وسیله پوشش نور ناپدید می شود* و ذهن برای تمرکز آماده می شود.» (یوگا سوتره. فصل2: بند52و53)

پراتی‏هارا / پراتی یاهارا

پراتی‏هارا مرحله ای است که ابعاد غیر انسانی و بلکه ضد انسانی یوگا در آن به تدریج آشکار می شود. «پراتی ها را پیروی کردن حواس از ذهن از طریق عقب راندن حواس پنجگانه است.» (یوگاسوتره. فصل2: بند54) جدا کردن ذهن از دنیای واقعیت ها و تسلط ذهن بر حواس موجب می شود که چیزی را ببینی یا بشنوی یا احساس کنی که ذهن فرمان می دهد. ورود به دنیای توهمات و تخیلات. این توهمات ذهن را از ادراک واقعیات باز می دارد و یک قدم به توقف نزدیک می کند.

ذهن دریافت کننده و تحلیل گر داده های حسی است و ذهن برای این ساخته شده که ادراکات ما را مدیریت کند، آنها را دریافت، تجزیه، تحلیل، داوری، گزینش، تصمیم گیری و انتخاب نماید و نتایج عملی به بار آورد. خارج کردن ذهن از این موقعیت طبیعی بسیار دشوار است.

راهی که یوگا پیشنهاد می‏کند، این است که در ابتدا، ذهن را دچار سردرگمی کنیم و بعد او را به توقف واداریم. ایجاد تردید در ذهن از این طریق امکان پذیر است که ورودی‏های او تغییر داده شود. یعنی اگر تاکنون حواس اطلاعاتی را در اختیار ذهن قرار می‏دادند، لازم است که از طریق منبع دیگری که در یوگا با نام آگاهی برتر معرفی می‏شود، اطلاعات به او داده شود. مراحل قبلی تاحدودی این کار را انجام می‏داد. آساناها و برنامه‏های کنترل تنفس، همانطور که توضیح داده شد، زمینه را برای نفوذ آگاهی برتر در ذهن فراهم می‏کرد. اما به طور طبیعی یک ذهن آگاه و هوشیار در مواجهه با ورودی‏های موهوم، در قیاس با ورودی‏های واقعی که از طریق حواس دریافت می‏کند، مردد نمی‏شود و آنها را با قوه تشخیص و داوری خویش کنار می‏گذارد. بنابراین باید ورودی‏های حسی را کنترل کرد و جلوی آنها را گرفت تا ورودی‏هایی که از سوی موجودات ناشناخته به نام آگاهی برتر داده می‏شود، به احتمال بیشتری مورد توجه و پذیرش ذهن قرار گیرد و ذهن در سردرگمی میان وهم و واقعیت گرفتار شود و مرز میان واقعیت و وهم را گم کند. در این حالت می‏توان او را از فعالیت و انجام وظایف طبیعی بازداشت.

پراتی‏هارا موجب می‏شود که خدمات حواس به ذهن تضعیف شود و نظام ادراکی انسان به صورت معکوس عمل کند، کاهش عملکرد حسی موجب محرومیت حسی و آغاز توهمات دیداری و شنیداری است. (محی الدین بناب.ص124 و سوزان نوِلن.ج1.ص86و429) اگر ذهن ورودی‏های حسی را در اختیار داشته باشد می‏تواند عمل کننده و مؤثر باشد و آنها را مدیریت کند. در غیر این صورت اگر این ورودی‏ها بسته شود و قرار شود به صورت خروجی‏های ذهن عمل کند، ذهن نیازمند ورودی جدیدی خواهد بود. منبع ورودی‏های جدید آگاهی برتر است. در واقع به جای اینکه ذهن براساس ورودی‏های حسی عمل کند، براساس ورودی‏های آگاهی برتر عمل می‏کند. این تغییر کارکرد ذهن که با هدف توقف ذهن انجام می‏شود، یک تفاوت بنیادین را به دنبال می‏آورد و آن این است که ذهن تحلیل‏گر، داوری کننده و آزاد، به یک ذهن پذیرنده و تسلیم، ناتوان از داروی و عاجز از تصمیم گیری تبدیل می‏شود، یعنی ذهن در بند آگاهی برتر قرار می‏گیرد.

در این شرایط موجود ناشناخته با نام آگاهی برتر بیشتر می‏تواند بر وجود انسان مسلط شود و از طریق ذهن و القائات ذهنی، کنترل سیستم احساسی، ادراکی و حرکتی، فرد را در اختیار بگیرد. در واقع ذهن بر حواس مسلط نیست، بلکه به گفته پتنجلی «تسلط بالاتری بر حواس وجود دارد.» (یوگاسوتره. فصل2: بند55) و انسان به سمتی حرکت می‏کند، که به یک موجود تسخیر شده تبدیل شود.

دهارنا، دیانا و سامادهی

پنج مرحله گذشته با نام یاوران بیرونی یوگا شناخته می‏شوند، (ساتیش چاندرا چاترجی.ص568) و نقش اصلی آنها زمینه سازی برای تحقق سه عنصر بعدی است که یاوران درونی یا بهتر است بگوییم اجزای درونی یوگا هستند. این سه مرحله اساسی یا سه عنصر سازندۀ یوگا نسبت به هم ترتّب دارند. به طوری که بر اثر تمرین و استمرار، یکی پس از دیگری روی می دهد. نخست دهارنا[8] که تمرکز بر روی یک موضوع به منظور خالی کردن ذهن از سایر موضوعات است. در واقع می توان دهارانا را بیرون راندن سایر موضوعات و تصورات ذهنی با تکیه بر تصور یک موضوع دانست. این موضوع هر چیزی می تواند باشد، یک تصویر، یک نام، یک صدا، یک شیء و یا یک شخص. «دهارنا کانونی کردن ذهن بر یک نقطه است.» (یوگاسوتره. فصل3: بند1)

سپس نوبت به دیانا[9] می رسد. «جریان بدون انقطاع ظرفیت خودآگاه دایاناست» (یوگاسوتره. فصل3: بند2) در این حالت سایر موضوعات از ذهن رانده شده و تنها یک موضوع باقی مانده است. در حالت دایانا ذهن دو مشغولیت دارد، یکی موضوع مورد مراقبه و دیگر خود آگاهی نسبت به مراقبه. یعنی اینکه شخص متوجه است که روی یک موضوع مراقبه می کند و سایر موضوعات را کنار گذاشته است.

در مرحلۀ بعد که سامادهی[10] نام دارد، خودآگاهی از مراقبه محو می شود و فقط موضوع باقی می ماند. گویی که شخص با موضوع مراقبه یکی شده و از دوگانگی مراقبه کننده و موضوع مراقبه خبری نیست. «موقعی که فقط موضوع بدون خودآگاه شخص ظاهری می شود، آن حالت تبدیل به سامادهی می گردد.» (یوگاسوتره. فصل3: بند3)

به این ترتیب سه مرحلۀ دهارانا، دیانا و سامادهی عبارت است از تلاش برای برون راندن سایر موضوعات، سپس تمرکز خودآگاهانه روی یک موضوع، و درنهایت کنار رفتن خودآگاهی نسبت به تمرکز و تنها ماندن موضوع در ذهن. این سه مرحله سام یاما[11] نامیده می شود. سام یاما یعنی تسلط کامل «هر سه (دهارانا، دیانا و سامادهی) با هم سام یاما را تشکیل می دهند.» (یوگاسوتره. فصل3: بند4)

سامادهی که آخرین مرحله از سام یاما و تسلط کامل است، دو سطح دارد: سطح اول سامادهی با ریشه[12] است که در آن یک ریشه یا موضوع وجود دارد و یوگی در آن موضوع محو شده و خودآگاهی اش را از دست داده است. بنابراین هنوز فکر کاملاً متوقف نشده و موضوعی در ذهن باقی مانده است، اگرچه غیر از آن هیچ چیزی در ذهن نیست، حتی به اینکه روی یک موضوع متمرکز شده هم توجهی ندارد.

سطح دیگر، سامادهی بی ریشه[13] است که در آن موضوع هم از بین رفته و فقط حالت محو شده گی وجود دارد. در حقیقت اینجا توقف کامل ذهن صورت گرفته است و اثری از موضوع ذهنی و صاحب ذهن نیست. (یوگاسوتره. فصل1: بند43 و سوامی ساتیاناندا. ص149 و شایگان.ص699) به این ترتیب یوگی در تاریکی مطلق و خلاء محض فرومی رود. نه اندیشه ای و نه اندیشنده ای هیچ یک وجود ندارد.

در یوگا این حالت خلاء و توقف اندیشه و ذهن را برابر با تجربۀ آگاهی برتر یا روح برتر می دانند. دقیقا زمانی که فکر و اندیشه و گوهر حقیقی وجود انسان وامی ماند و باز می ایستد، آگاهی برتر و گمشدۀ یوگا پیدا می شود. آگاهی برتر نوعی آگاهی و قدرت ناشناخته است، که بر شعور و ارادۀ یوگی کاملاً مسلط می شود و دیگر یوگی خودش نیست. «بعد از مهارت کامل در سامادهی نامحدود (بی ریشه)، روح برتر[14] آشکار می شود* آنجا پر از تجربۀ آگاهی برتر[15] است.» (یوگاسوتره. فصل1: بند47و48) یعنی موجودات ناشناخته ای که آنها جن ها و شیاطین می دانیم، در این وضعیت کاملاً بر فرد مسلط می شوند و وجودش را در اختیار می گیرند. برای پیشرفت در یوگا و ارتباط یا اتحاد با آگاهی برتر «عقل و هوش یک مانع بر سر راه است.» (ساتیاسنگ آناندا.ص166)

با مهارت در تمرکز و تجربۀ توقف ذهن در حقیقت ذهن استحاله می گردد و به چیز دیگری تبدیل می شود. «پایان دگرگونی، حالتی از استحالۀ ذهن است....» (3:9) مثل شیر که وقتی می ماند یک سطح متفاوت به صورت خامه یا سرشیر روی آن شکل می گیرد. سامادهی در حقیقت حالت استحاله شده و تغییر شکل یافته ای از ذهن است که به واسطۀ آن می توان آگاهی برتر را تجربه کرد و با آن یکی شد. در این حالت ذهن که فعال و سازنده است، کاملاً منفعل و مصنوعی می شود و کاملاً در اختیار آگاهی برتر قرار می گیرد.

چیتا

مفهوم چیتا[16] که معمولاً ذهن ترجمه می‏شود، فراتر از ذهن به معنای رایج است. به طوری که علم حضوری و قوۀ شهود قلبی را هم فرامی‏گیرد و هر چهار حالت خودآگاهی[17] را که در ماندوکیا اوپانیشاد آمده، شامل می‏شود. (سوامی ساتیاناندا.ص57) فراتر از این، در تلقی یوگا از ذهن یا «چیتا»، لایه‏های نیمه هوشیار و ناهوشیار ذهن، که به گمان یوگی ها خاطرات زندگی‏ها و تناسخ های گذشته را دربردارد، بخشی از ذهن محسوب می‏شود. به این ترتیب ذهن همۀ ظرفیت‏های آگاهی بشر را فرامی‏گیرد.

با سرکوب شدن ذهن در مراحل سامادهی، اساس و پایۀ همه معرفت‏ها و شناخت‏های انسانی از بین می‏رود. اساساً مبنای درک خود به عنوان یک موجود آگاه و فاعل شناسایی زیربنای همۀ معرفت‏های ماست. هر شخصی وقتی حضور خود را در هستی درک می‏کند و می‏فهمد که هستی هست و به این ترتیب بدیهی‏ترین گزارۀ معرفت شناختی را کشف می‏کند، خود را به عنوان یک موجود آگاه و شناسنده می‏یابد. توقف خودآگاهی در سامادهی این زیربنا را فرومی‏ریزد و شخص در دنیایی از حیرت و تاریکی فرومی‏رود. در این شرایط فرق میان هست و نیست را متوجه نمی‏شود و حتی میان اوهام ساختۀ ذهن و حقایق آفرینش تفاوتی نمی‏گذراد. به همین علت یکی از راه‏های رسیدن به سامادهی استفاده از گیاهان مخدر و توهم زا بوده[18]  که امروزه با داروهای روانگردان دنبال می‏شود.

ساتیاناندا بنیانگذار و رئیس دانشگاه یوگا در بیحار گیاهان مخدر مورد استفاده در یوگا را معرفی می‏‏کند. گیاهانی نظیر آنجانا[19] ، رُسایانا[20] و غیره که نقش توهم‏زای و تخدیری مؤثری در یوگا دارند. (سوامی ساتیاناندا.ص357) استفاده از این گیاهان موجب می‏شود، که شخص حالتی را که در سامادهی به آنها می‏رسد، تجربه کند. به این ترتیب که مواد مخدر و توهم‏زا تصاویر و صحنه‏هایی را می‏نماید، که هیچ واقعیتی ندارد، اما برای تجربه کننده در حد واقعیت ظاهر می‏شود. در نتیجه او به همه چیز، حتی خودش شک می‏کند و واقعیت به اندازۀ توهم در نظر او فروکاسته می‏شود. در این شرایط همه چیز اهمیتش را برای اندیشیدن از دست می‏دهد و ذهن در این فشار و سردرگمی و اختلال کارکردی، از عملکرد بازمی‏ایستد.

 با این خود سرکوب‏گری معرفت‏شناختی، مجالی برای خودشکوفایی معرفتی باقی نمی‏ماند. آنچه به عنوان آگاهی برتر شناخته می‎‏شود و انسان را تسخیر می‏کند، موجود ناشناختۀ خارجی است که البته از درون و عمیق ترین سطوح ذهن فعالیت خود را انجام می‏دهد و از طریق القائاتش تسلط خود را مستحکم و گسترده می‏سازد.

پتنجلی نام چنین ذهن منفعل و از خود بی خود شده ای را ذهن خلاق می گذارد و می گوید: «ذهن خلاق، آزاد از خودخواهی است.» (یوگاسوتره. فصل4: بند4) رهایی از خودخواهی به این معناست که تسخیر آگاهی برتر، ذهن برتر یا ذهن طبیعی است و از خود تشخیص و اراده‏ای ندارد. «ذهن خلّاق کاملاً وابسته به ذهن طبیعی است و مجبور است بر اساس آگاهی ذهن طبیعی عمل نماید.» (سوامی ساتیاناندا.ص362) برای رسیدن به این مرحله در یوگا و شاخه‏های شبه عرفانی منشعب از آن توصیه می‏شود که افراد قضاوت و داروی نکنند، هرچیز را همانطور که هست بپذیرند، به ندای درون‏شان گوش دهند، تسلیم و پذیرنده باشند، شاهد و نظاره‏ گر باشند و در اتفاقاتی که درون‏شان می‏افتد، دخالت نکنند. همه این توصیه‏ها در واقع تسهیل کنند، مراحل تسخیر و مسخ شدگی است، که به عنوان راه کمال معرفی می‏شود.

حقیقت کندالینی

کندالینی مجموعۀ نیرویی‏هایی شعورمند و بسیار خطرناک است. اگر بیدار شود، تمام زندگی و جسم و روح فرد را به آشوب می‏کشد، تنها کسانی که کاملاً تسلیم این نیرو می‏شوند و هیچ مقاومتی نشان نمی‏دهند، می‏توانند از قدرتش بهره‏مند شوند در واقع ابزاری در دست آن نیرو می شوند. نیرویی که الوهیت درون نامیده می شود.  الوهیت درون با سرکوبی استعدادها و ظرفیت‏های درونی و برنامه‏های ضد انسانی، (شایگان.ج1.ص629 و630) برای تبدیل شدن به یک حیوان بی‏احساس و ناخودآگاه به دست می‏آید.

نویسندگان و مربیان یوگا نمی‏توانند زیاد دربارۀ این موجودات شعورمند سخن بگویند، همه چیز به صورت رازی مگوست، تنها باید دیگران را تشویق کرد که وارد شوند و تجربه کنند. کسانی که فاش‏تر و بی‏پرده‏تر از دیگران سخن گفته‏اند، اعتراف می‏کنند که «در مورد مار آتشین بسیار کم گفته شده است. کم گفته شده زیرا به دلیل اسرارآمیز بودنش کم شناخته شده،... کندالینی رازی سر به مهر است، رازی در پس اسرار.» (خسرو شریف‏پور.1386 .ص23)

انواع اختلالات روانی و اغتشاشات جسمی و عوارض گوناگون نشانه‏های بیداری مارآتشین کندالینی و برافروخته شدن این آتش ویرانگر است. (خسرو شریف‏پور.1386.ص98-103) که با نام برون ریزی و مقدمه‏ای برای بهبود بعدی معرفی می‏شود. و وعده می‏دهند که نتیجۀ این برون ریزی‏های رنج‏آور و آسیب‏زا به لحاظ روانی و جسمی، رهایی و آرامش و شادمانی است. نشانه‏های آزاد شدن کندالینی «سراسیمه‏گی، رفتار نامنظم، احساس شکست عمیق و دشواری در کنار آمدن با زندگی روزمره، یخ کردن‏ها و داغ کردن‏ها، شواهدی از وجود شخصیت‏های چندگانه، تغییر خلق‏های شدید، افسردگی یا شادی بیش از حد، دوره‏های کسالت یا سرزندگی افراطی، از دست رفتن یا مختل شدن حافظه، ناسازگاری با خویش، با دیگران، با کار یا جهان و به طور کلی تغییرات شدید در وضع ظاهر (شخص ممکن است گاه سال‏ها جوان‏تر به نظر آید و اندکی پس از آن 20 سال پیرتر به نظر برسد،) دیدن نورها یا رنگ‏ها، شکل‏های هندسی، صحنه‏هایی از زندگی گذشته یا حوادث آینده.» (جنویو لویس پاولسون. ص32و33)

در مراحل پیشرفته‏تر فرد گمان می‏کند، که زندگی‏های گذشته‏اش را به یاد می‏آورد. یعنی این آتش درونی شواهدی در مخیّلۀ فرد ایجاد می‏کند که باور او به معاد تغییر کند و به تناسخ معتقد شود. کندالینی پس از بیدار شدن چنان تأثیراتی بر فرد می‏گذارد که به باور و اعتقاد او تبدیل می‏شود و او باید در همه حال به آن احترام گذارد و حرمتش را حفظ کند. (خسرو شریف‏پور.1386.ص44)

افراد نباید مستقیماً برای بیداری کندالینی اقدام کنند این کار بسیار خطرناک است و باید مدت زیادی زیر نظر استاد برای آماده سازی صرف شود. (کالاشاترا گووین‏دا.ص395) مراحل مختلف یوگا فقط یک سلسله حرکات و برنامه‏های تنفسی مفید و دستورالعمل‏های سلامتی نیست. بلکه آنها کدهایی است که کندالینی را برمی‏انگیزد. وضعیت‏های آسانا، دستورالعمل‏های یاما و نیاما و از همه مهمتر وضعیت‏های تنفسی پرانایاما برای ایجاد حرارت درونی است، حرارتی که مار خفته را بیدار کند و مار آتشین را شعله‏ور می‏سازد. تا در مسیر چاکراها بالا رود.

کندالینی در پایین‏ترین چاکرا نزدیک محل غدد جنسی قرار دارد و همراه بیداری آن فرد دچار حمله‏های شدید جنسی می‏شود. و با شیوه‏های اسرارآمیزی که اساتید یوگا ترجیح داده‏اند دربارۀ آن چیزی نگویند، باید کنترل شود. کندالینی پس از بیداری به موازات ستون مهره‏ها تا بالای سر پیش می‏رود، تا با انرژی کیهانی بپیوندد. کندالینی در این مسیر هفت کانون انرژی را فعال می‏کند. به این کانون‏های انرژی غیر فیزیکی چاکرا گفته می‏شود. هر چاکرا نیمه خدایانی دارد که به تدریج بیدار و فعال می‏شوند. (خسرو شریف‏پور.1369ص190) پاولسون دربارۀ کتابش «کندالینی و چاکراها» می‏نویسد «اکثر اطلاعات آمده در این کتاب در اصل از این وجودها به من رسیده است.» (جنویو لویس پاولسون. ص25) در واقع هر چاکرا یک ذات آتشین سرشت و هوشمند است که فعال می شود و بر ذهن و زندگی و رفتار شخص تسلط پیدا می کند. «ذات نهفته در چاکراها، قدرتهای نهفته خلاقی هستند... قدرت کارایی کامل آنها موقعی است که شاکتی کندالینی در راهی که برای یکی شدن با شیوا طی می کند در آنها رسوخ نماید.» (ساتیاسنگ آناندا.ص49)

نویسندگان دیگر یوگا نیز اعتراف کرده‏اند که به نوعی حالت تسخیر شده‏گی توسط این موجودات را تجربه کرده‏اند: «هنگامی که مطالب این کتاب را می‏نوشتم، حتی در هوای سرد، ارتعاشات کندالینی به صورت گرمایی واضح و شدید تمام وجودم را در برمی‏گرفت، به طوری که خیس عرق شده و گاه این وضعیت غیر قابل تحمل می‏شد و از نوشتن باز می‏ماندم و بلافاصله تمام تنم سرد می‏شد. گویی نیرویی زنده و هوشیار مرا وسیلۀ ابراز پیام خویش کرده بود.» (شریف‏پور.1386.ص22)

وقتی شیاطین نیرو می گیرند

این موجودات آتشین شعورمند و پرانرژی چیستند؟ ماهیت آگاهی برتر، ایشوارا و آنچه باید یک یوگی تسلم‏شان شود، همین موجودات آتشین هستند. پتنجلی توصیه می‏کند: «زمانی که خدایان[21] دعوتت می کنند جایی برای تکبر و دلبستگی وجود ندارد زیرا امکان احیای چیزهای نامطلوب وجود خواهد داشت.» (یوگاسوتره. فصل3: بند52) این موجودات آتشین و خطرناک چه هستند که نهایت یوگا تسلیم شدن به آنهاست. موجوداتی که تمام آگاهی و احساس انسانی را می‏گیرند و بیرون می‏ریزند و آنگاه بر وجود و زندگی انسان مسلط می‏شوند. و بنابر اصل آهیمسا و پرهیز از آزار دیگران هرچقدر هم که شما را آزار دهند، نباید با آنها بجنگی، این نیروی ضد انسانی که در بین دوپهلوی انسان نهفته و یوگا می‏آموزد که به دست خود آن را نیرومند سازیم و تسلیمش شویم، به راستی چیست؟

شیاطین که از طایفه جن و از جنس آتش هستند، خود را به عنوان آتش زندگی و نیروی حیات معرفی کرده و خورشید را به عنوان بزرگ آتش هستی نماد وجود و نیروی خودشان تعریف می‏کنند. از این رو در طول هزاران سال از زمان حضرت نوح تا کنون مردم را به پرستش و نیایش خورشید واداشته‏اند. بخشی از وضعیت‏های هاتا یوگا با نام سلام برخورشید (سوریا ناماسکارام) دقیقاً تعظیم و ستایش خدای خورشید و سرچشمۀ آتش، نماد نیروی کندالینی است. جنبۀ آیینی و نمادین هاتایوگاست که تأثیر آن را در ارتباط با نیروهای آتشین و بیداری کندالینی بااهمیت می‏نماید. (کالاشاترا کووین دا.ص389) برخی از تمرینات پیش رفته رسماً به عنوان پوجا (آیین پرستش) معرفی شده اند. (سوامی شاچی‏دانندا.ص30)

 معمولاً خورشید به عنوان نیرو مذکر و زمین به عنوان نیروی مؤنث رابطۀ جنسی هستی شناختی را منعکس می‏کند، رابطۀ جنسی‏ای که در بعد الاهیاتی به صورت شیوا و شاکتی دیده می‏شود و در بعد انسان شناختی نیز بیداری کندالینی به طور نمادین حامل معانی جنسی است. شیوا که نیروی درونی است و به صورت کندالینی پیچیده و نهفته است پس از بیداری با شیوا که همان شعور کیهانی یا روح جهانی یا آگاهی برتر است، پیوند برقرار می کند. «هدف از به حرکت در آوردن مار نشسته یکی شدن انرژی بعد زنانه و مردانه است.» (کالاشاترا گووین‏دا.ص391)

موضوع فریبنده و بسیار شیطانی در یوگا این است که در مرحلۀ اول برخی از خصلت‏های نادرستی انسانی را موضوع قرار می‏دهد و با امور متضاد آن می‏کوشد که تغییراتی صورت گیرد، اما پس از آن نوبت به گرایش‏ها و ارزش‏های درست انسانی می‏رسد که با امور متضاد نابود شود و این ماهیت اصلی بخش اسرار آمیز یوگاست. بخشی که هیچ انسانی در حالت آگاهی کامل و با اعتماد به احساسات متعالی انسانی نمی‏تواند انجام دهد و انجام آنها در حقیقت عبور از مراحل تسلیم و تسخیر شیطانی در یوگاست. برای مثال اگر شما به خوردن غذاهای پاک و گوارا اهمیت می‏دهید، این یک تعلق و یک گوناست و هنوز در تعلق ساتوا هستی، راه نهایی برطرف کردن این وابستگی «نجاست خواری» است.

 فراگیرندۀ یوگا بعد از مراحلی که به حریم اسرار نزدیک می‏شود، آهیمسا را درهم می‏شکند و نه برای نیاز طبیعی، بلکه برای رویای کمال «باید پنج حیوان را کشته و از سر آن حیوانات یک صندلی بسازد و رویش بنشیند، سپس معلم یوگی ارواح حیوانات را نام برده و آنان را احضار می‏کند، آن ارواح به فکر یوگی حمله‏ور می‏شوند، در این مرحله اگر یوگی دیوانه نشود و از بین نرود به مرحلۀ بعد یعنی یوگای سکس می‏رسد. یک یوگینه (یوگی زن) که در تانترا یوگا تعلیم دیده است، با راهنمایی معلم و در حضور معلم باید عمل نزدیکی را با یوگی انجام دهد. یوگی در حین نزدیکی باید فکرش را کنترل کند بدون اینکه مایع سیال جنسی‏اش را از دست بدهد. باید بتواند از طریق اندام تناسلی‏اش مایع جنسی زن را بیرون کشیده و مخلوط دو مایع خودش و زن را در قسمت پایین ستون فقراتش نگهدارد، سپس در آنجا کندالینی یا نیروی مار بیدار می‏شود. که از طریق تمرکز بر چاکراها و گفتن مانترای هر چاکرا از مجرای سوشومنا[22] بالا می‏آید و از هر چاکرایی که می‏گذرد، یوگی به یک مقدار قدرت‏های یوگایی دست پیدا می‏کند، تا بالاخره به مغز، چاکرای هفتم می‏رسد. در این زمان یوگی به طور کامل به نیروی کندالینی دست پیدا کرده و به مرحله (سیدهی)[23] هشت قدرت بسیار بزرگ می‏رسد.» (شریف‏پور.1369.ص190)

نهایت یوگا و همۀ وعده‏هایی که از آرامش و قدرت و شادی و موفقیت می‏دهند و از گذرگاه رنج‏بارترین اعمال می‏گذرد، هنگامی به دست می‏آید که کندالینی به مغز سر یا چاکرای هفتم (ساهاسرارا) برسد. یعنی نیروهای شیطانی بر اندیشه انسان کاملاً تسلط یابند و اعمال و وضعیت های بدنی او را کنترل کنند.

کریاهایی که خود به خود بروز می‏کند و نشانۀ پیشرفت مراحل تسخیر شدگی فرد است در هیچ دو نفری همانند نیست و به صورت‏های مختلفی نظیر گریستن، خندیدن، رقصیدن، احساس سرما یا گرما، غلتیدن، خود و سایر حرکات بی‏اختیار و عجیب بروز پیدا می‏کند. (شریف‏پور.1386.ص94) علت این تنوع براساس پذیرش اصل تناسخ، تفاوت تجربیات افراد در زندگی‏های گذشته پنداشته می‏شود، اما به نظر می‏رسد، موجودات ناشناخته و آتشین سرشت که در حال تسخیر فرد هستند، علت بروز این رفتارهای عجیب و آزاردهنده باشند.

قرآن کریم بسیار روشن و واضح وضعیت کسانی را که از راه‏هایی مثل یوگا و پناه بردن به نیروهای شیطانی و استعانت سمبل‏ها و پرستش خدایان گوناگون می‏کوشند تا عزت و قدرت و کامیابی به دست آورند، بیان کرده است: «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لِیکونُوا لَهُمْ عِزًّا*کلاّ سَیکفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یکونُونَ عَلَیهِمْ ضِدًّا*أَ لَمْ‌تر أَنّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطینَ عَلَی الْکافِرینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا» غیر از خدا الاهه‏ها و خدایانی را برگزیدند تا موجب عزت‏شان باشد. هرگز به زودی آن خدایان پنداری عبادت آنها را انکار خواهند کرد و ضد آنها خواهند بود. آیا نمی‏بینی که شیاطین را بر کافران فرستادیم تا آنها را به سوی بدبختی برانگیزند و دگرگون کنند. (سوره مریم/ آیات 81-83)

نتیجه گیری

روزی دو نفر در حضور یک استاد یوگا مشغول بحث دربارۀ یوگا شدند، استاد ساکت گفتگوی آن دو را تماشا می‏کرد. در میانه بحث گاوی چاق با سرافتاده وارد شد و کنار آن دو نشست و پس از دقایقی گوش کردن به بحث ها «گاو آهسته و آرام از جای خود برخاست و رفت. مناسب ترین کلمه بر زبان گاو جاری شده بود، او دانسته یا ندانسته گفت که «یوگاسوترۀ پتنجلی» برای بحث های روشنفکرانه و تفکر و تعمق نوشته نشده است، بلکه برای افزایش و توسعۀ سطح آگاهی، و کشف امکانات ذهن، و عبور از سطوح عادی آن نوشته شده است.» (سوآمی ساتیاناندا.ص22)

اگر یک شخصیت برجسته و جهانی یوگا در حد «سوامی ساتیاناندا سراسواتی» در مقدمۀ شرح یوگاسوتره این تمثیل را مطرح نکرده بود، نمی‏توانستم با این بیان بگویم، که بهترین روش برای فراگیری یوگا همین روش گاوی است. اگر کمی تدبیر و تفکر و به کارگیری قوۀ عقل و داوری وارد کار شود، یوگا به نتیجه نخواهد رسید و تسخیر شدگی انجام نخواهد شد و شاید به علت درگیری با موجودات آتشین سرشت همۀ پیامدهای نامطلوب و خطرناکی که مروجان یوگا هشدار داده‏اند، پیش می‏آید. بیش از پیامدهای ناگواری که برای تسلیم شدگان و تسخیر شدگان پیش می آید.

 

منابع

  1. ساتیش چاندرا چاترجی و دریندرا موهان داتا. معرفی مکتب های فلسفی هند. مترجم: فرناز ناظرزاده کرمانی. قم: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب. 1384
  2. سوامی ساتیاناندا ساراسواتی. یوگا سوتره های پتنجلی. مترجم: سید جلال الدین موسوی نسب (آناندا جیوتی). تهران: انتشارات فراروان. 1380
  3. اوپانیشاد سرّاکبر (دوره دوجلدی). مترجم: محمد داراشکوه. تهران: انتشارات علمی. 1390 چاپ پنجم.
  4. سوامی ساچی داناندا. هاتا یوگا یوگای کامل بدنی. مترجم: مینا الهی. تهران: انتشارات جیحون. 1384 چاپ ششم.
  5. سوامی ساتیاسنگ آناندا. علم عناصر (تاتواشودهی) مترجم: جلال موسوی نسب. تهران: فراروان. 1377 چاپ دوم
  6. سروپالی راداکریشنان. تاریخ فسلفه شرق و غرب (جلد اول: تاریخ فلسفه شرق). مترجم: خسرو جهانداری. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی 1382 چاپ دوم.
  7. سید جلال الدین موسوی نسب (آناندا جیوتی) و ساناز فرهت (مایترا). گنجینه اسرار یوگا. تهران: انتشارات فرودس. 1380
  8. ری لانگ. یوگا و آناتومی (جلد1) عضله های کلیدی هاتا یوگا. مترجم: پیمان صمیمی. تهران: انتشارات پیروزان. چاپ دوم 1391
  9. ری لانگ. یوگا و آناتومی (جلد2) آساناهای کلیدی هاتایوگا. مترجم: گروه ترجمه موسسه ی نوا. تهران: انتشارات پیروزان. 1389
  10. اس.جی.اف. براندن. پژوهشی در ایده ها و انسان ها و رویدادها در ادیان عهد باستان. مترجم: سودابه فضایلی. قم: انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب. 1391
  11. نیس چالاجوی دوی. یوگا برای خوددرمانی. مترجم: شهره عبداللهی. تهران: انتشارات شباهنگ. 1388
  12. ریچارد هیتلمن. آموزش یوگا در 28 روز. مترجم: مهرداد پارسا. تهران: انتشارات اردیبهشت. 1388 چاپ بیست ویکم
  13. ماری پت فیشر. دایره المعارف ادیان زندۀ جهان. مترجم مرضیه سلیمانی. تهران: نشر علم. 1389
  14. خسرو شریف پور. کندالینی تجربه‏ای مرموز. تهران: نشر پیکان. 1386. چاپ دوم
  15. خسرو شریف پور. یوگا برای همه. بی نا. 1369 چاپ دوم
  16. جنویو لویس پاولسون. کندالینی و چاکراها. مترجم: آرام. تهران: انتشارات تجسم خلاق. 1386. چاپ دوم
  17. دارام ویرسینک. آشنایی با هندوییزم. مترجم: سید مرتضی موسوی ملایری. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1381
  18. جان ناس. تاریخ جامع ادیان. مترجم: علی اصغر حکمت. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ سیزدهم. 1382
  19. داریوش شایگان. ادیان و مکتبهای فلسفی هند. جلد اول. تهران: انتشارات امیرکبیر. 1389 چاپ هفتم
  20. داریوش شایگان. ادیان و مکتبهای فلسفی هند. جلد دوم. تهران: انتشارات امیرکبیر. 1389 چاپ هفتم
  21. جان هینلز. ادیان زندۀ شرق. جمعی از مترجمان. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب. 1389
  22. کیشیتی مهن سو. هندوئیسم. مترجم: ع. پاشایی. تهران: نشر نگاه معاصر. 1388
  23. محي‌الدين بناب، مهدي: روانشناسي احساس و ادراك، انتشارات دانا، 1381،چاپ سوم
  24. سوزان نولن و همکاران. زمینۀ روان شناسی اتکینسون و هیلگارد (جلد اول). مترجم: مهدی گنجی. تهران: نشر ساوالان. 1390. ویرایش15 (2009) چاپ اول

 

پانوشت:

[1] atharva

[2] کاله به معنای زمان است

[3] Reta

[4] Aparigraha

[5] Tapas

Sun Ritual[6]

[7] pooja

[8] dharana

[9] Dhayana

[10] Samadhi

[11] Samyama

[12] Samprajnata

[13] Asamprajnata

[14] Adhyatma

[15] Prajna

[16] Chitta

[17] بیداری، خواب، رویا، فراتر از خواب و بیداری

[18] «نیروهای یوگایی از تولد، گیاهان، مانتراها، ریاضت ها یا سامادهی به وجود می آیند.» (یوگاسوتره.فصل4: بند1)

[19] Anjana

[20] Rosayana

[21] sthani

[22] یکی از نادی‏ها یعنی کانال‏های اصلی انرژی که فعال شدن آن موجب رشد معنوی فرد خواهد شد. این نادی در کالبد اختری به موازات ستون مهره‏ها بالا رفته است. ()

[23] Siddhis سیدهیس در زبان سانسکریت به معنای توانایی های روانی نظیر تله پاتی، روشن بینی و... است. (سوامی ساتیاناندا.ص45)

نویسنده: حمیدرضا مظاهری سیف